محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1701
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
امپراطور نيكلا ( امپراطور ماضى مرحوم كه مقتول شدند پدر همين اعليحضرت امپراطور الكساندر سيّم ) كه براى نظم حدود قفقاز و مملكت گرجستان به ايروان مىآمدند و نامهء مودّت ختامه با تمثالى مهرمثال ، مرصّع و مكلّل به الماسهاى قيمتى با يك رشته حمايل آسمان رنگ به همراهى معزى اليه براى حضرت وليعهد انفاذ فرمودند و اسمعيل خان خزانهدار نظام نايب اول سفير دولت شده حامل هديه و تحف امير نظام براى فرمانفرماى گرجستان گرديد . هم از سوانح اين سال طغيان بعضى از اشرار اصفهانست - چون خان خانان را از حكومت اصفهان به دربار احضار و حكومت اصفهان را به غلامحسين خان سپهدار تفويض داشتند و محمّد حسين خان خلج به نيابت سپهدار از پيش به اصفهان آمد روزى سربازى با يكى از بستگان مرحوم ميرزا سيّد محمّد امام جمعه نزاعى كرده و حرمت امام جمعه را منظور نداشتند ، امام جمعه بهم برآمد اشرار فتنهجوى اصفهان كه سرمنشأ آنها احمد ميرزا كه از طرف مادر به سلاطين صفويه مىپيوست و ميرزا عبد الحسين مستوفى و محمّد على خان و ميرزا ابو القاسم و غيره بودند بىرضاى امام جمعه فتنه را بزرگ كردند و محمّد حسين خان خلج نايب الحكومهء سپهدار را در مسجد جامع بكشتند . ما بين اشرار بلد و سرباز و بستگان حكومت جدال و قتال سخت شد ، جمعى از دار الخلافه مأمور رفع غايله شدند . آخر اشرار فرارى و متوارى و جمعى از آنها مقتول و دستگير شده احمد ميرزا به قم فرار كرد و پسرهاى محمّد حسين خان خلج دست به او يافته به خون پدر او را بكشتند و ميرزا عبد الحسين مستوفى مدّتى در قريهء قمصر كاشان متوارى بود و آخر الامر در قريهء دهنو اصفهان در خانهء على نام ملازم خودش كسان سپهدار او را گرفته به شهر برده به قتل رسانيدند و بعد از رفع اين غايله چراغعلى خان به حكومت اصفهان مأمور شد . هم در اين سال نواب احتشام الدوله خانلر ميرزا حكمران عربستان و لرستان و بروجرد خسرو خان لك را گرفته مغلولا به دار الخلافه فرستاد ، و عباسقلى خان جوانشير به حكومت اردبيل و مشكين مأمور شد - و از حادثات اين سال وفات شاهنشاهزاده سلطان محمود ميرزا بود كه به وليعهدى منصوب مىبود و